اولین عکس العمل خوانند در خواندن این گزارش به اعداد و ارقام و جزییات ان خواهد بود. من شخصا در موقعیتی نیستم که بتوانم این اخبار و ارقام را تایید و یا تکذب کنم. برای بسیاری این گزارش تکرار گفته ها و شنیده ها در تاکسی و اتبوس است. برای خیلی ارقام غیر قابل باور زننده خواهد بود. خیلی ها ان را باور نخواهند کرد و حتی اگر باور هم بکنند برایشان زیاد اهمیتی نخواهد داشت. مخملباف ادم باهوشی است و در نوشتن این گزارش و حتی نوع قلمی که انتخاب کرده حتما دقت کرده است. به نظر من او این گزارش را برای مثلا خواننده نوعی بالاترین تهیه نکرده. این گزارش برای دانشجویان و فعالان سیاسی و افرادی که در تمام تظاهرات و گردهمایی ها شرکت دارند تهیه نکرده. او میداند که خیلی از ما نیم نگاهی به این گزارش خواهیم داشت و بدون این که تاثیر چندانی بر رو ما داشته باشد از ان خواهیم گذشت. اما در این گزارش یک حیله زیرکانه نفهته شده و ان این است که زبان و قلم ان برای عوام نوشته شده.
به نظر من این گزارش برای به میان کشیدن عوام و کسانی که در شرایط امروز بزرگترین گرفتاریشان نه آزادی بلکه سیر کردن شکم خانواده است بوده. در شرایط امروز که فقر و بدبختی بیداد میکند با بزرگنمایی و نشان دادن اختلاف بین سفره خالی مردم و ریخت و پاش در نوک هرم قدرت ایران میشود جمیعیت بزرگی را تهییج کرد و به خیابان کشید. این یک فرمول تجربه شده است. در انقلاب ۵۷ مخصوصا گروهای چپ به نحو احسن از این روش بهره گرفتند. بعدها خمینی از همان فرمول استفاده کرد و کاخ نشین و کوخ نشین و مقایسه ان ورد زبان او بود.
چه ما بخواهیم چه نخواهیم این گزارش در میان مردم پخش خواهد شد. این ارقام یک کلاغ چهل کلاغ خواهند شد و در ذهنها ثبت خواهند شد. و یاد اوری ان هنگامی که به سفره خالی شام یا کیف کفش کهنه فرزندان یا مریضی و رنجوری پدران و مادرن نگاه میکنند همان تلنگری است که بغض نهفته را خواهد ترکاند.
حاصل این خشم و نفرت پیوستن گروه بزرگی از مردم به جنبش خواهد بود. حضور این جمع جدید برای جنبش مثل یک شمشیر دو لبه خواهد بود. ورود عوام به مجموعه جنبش سبز باعث بالا رفتن شمار تظاهر کنندگان خواهد شد که حربه بزرگی است بر علیه رژیم کودتا. بزرگترین مانور خبری رژیم در مورد جنبش سبز شمال شهری بودن ان است. اگر خیلی کار بالا بگیرد عده ای خراب کار منافق و بهایی را هم به اخبارشان اضافه میکنند ولی همیشه سعی میکنند به خود و ما بقبولانند که مردم پایین شهر و یا کم درامدها مشکلی با نظام ندارند. حضور پر شمار مردم میتواند خط بطلانی باشد بر تمام این تبلیغات. گسترش حریم عدم امنیت برای نظام از شمال شهر به جنوب شهر ضربه بزرگی به رژیم و پیروان ان خواهد زد.
از طرفی در این مبارزه بدون رهبر و بدون خشونت این درایت خواص است که مراقب جنبش بوده. خواص بودند که توانستند یک راهپیمایی سکوت با ان شکوه را برگزار کنند. خواص بودند که بدن خود را سپر بلا عمال دستگیر و گرفتار شده رژیم کرده اند. باید قبول کنیم که عوام لزوم این گونه رفتار نخواهد کرد و میتوان انتظار رفتارهای هیجانی و نا مناسب را داشت. کنترل جمعیت و رفتار ان یک چالش بزرگ برای جنبش سبز خواهد بود. به علت تغییرات سریع و نبودن شرایط مناسب و همچنین تبلیغات رژیم امکان و زمان لازم برای اموزش و همی گیر کردن باورهای جنبش سبز در میان تمام اقشار خیلی کم بوده. و این میتواند در اینده جنبش سبز را دجار مشکلات بزرگی بکند. نقدی که من به آقای مخملباف دارم بشتر روی همین محور میچرخد. باید در تهییج مردم با درایت و انصاف عمل کرد. در این دوران مردم کتک خوردند ولی به خشونت دامن نزدند. شهید دادند ولی نکشتند زندان افتادند ولی کسی را اسیر نگرفتند. نباید این فداکاری ها را فدای راه اسان و یا پیروزی سریع کرد.